خرید بک لینک
تا تو به خاطر منی کس نگذشت بر دلممثل تو کیست در جهان تا ز تو مهر بگسلم؟من چو به آخرت روم رفته به داغ دوستیداروی دوستی بود هر چه بروید از گلممیرم و همچنان رود نام تو بر زبان منریزم و همچنان بود مهر تو در مفاصلمحاصل عمر صرف شد در طلب وصال توبا همه سعی اگر به خود ره ندهی چه حاصلمباد به دست آرزو در طلب هوای دلگر نکند معاونت دور زمان مقبلملایق بندگی نیم بی هنری و قیمتیور تو قبول میکنی با همه نقص، فاضلممثل تو را به خون من ور بکشی به باطلمکس نکند مطالبت زان که غلام قاتلمکشتی من که در میان آب گرفت و غرق شدگر بود استخوان برد باد صبا به ساحلمسرو برفت و بوستان از نظرم به جملگیمینرود صنوبری بیخ گرفته در دلمفکرت من کجا رسد در طلب وصال تو؟این همه یاد میرود وز تو هنوز غافلملشکر عشق سعدیا غارت عقل میکندتا تو دگر به خویشتن ظن نبری که عاقلمدانلود آهنگ داغ دوستی، همایون شجریان موضوعات مرتبط: شعر برچسبها: دوست, سعدی

برچسب: نویسنده: ابوالفضل نوروزی تاريخ: سه شنبه 7 تير 1401 ساعت: 5:46

من در این تاریکی فکر یک بره روشن هستم که بیاید ... علف خستگی ام را بچرد

برچسب: نویسنده: ابوالفضل نوروزی تاريخ: سه شنبه 7 تير 1401 ساعت: 5:46

تا زندهای، زندگی کن! اگر زندگی ات را به کمال دریابی، وحشت مرگ از بین خواهد رفت! وقتی کسی بهنگام زندگی نمیکند، نمیتواند بهنگام بمیرد… از خود بپرس که آیا زندگی را به کمال دریافتهای؟ … آیا زندگی خودت را زیستهای؟ یا با آن زنده بودهای؟ آیا آن را برگزیدهای؟ یا زندگی ات تو را برگزیده است؟ آیا آن را دوست داری؟ یا از آن پشیمانی؟ این است معنی زندگی را به کمال دریافتن.ا. ی موضوعات مرتبط: متفرقه، دلنوشته ها برچسبها: زندگی, سرگذشت

برچسب: نویسنده: ابوالفضل نوروزی تاريخ: سه شنبه 7 تير 1401 ساعت: 5:46

صفحه بندی